اردوی فارغ التحصیلی هم برگزار شد، همدان، به خوبی و خوشی
راست میگن که در سفر باید شناخت، تو اردوها همیشه یه چیزایی واسه یاد گرفتن هست.
احساس میکنم که این آخرین اردوی دانشگاهیم نبود، به هرحال ما که هستیم دانشگاه فعلا، بچه ها هم که هستن، اردو هم که هست ایشالا، تا چه پیش آید.....
یه چیزی که تو اردو یه تیکه رفتم تو فکرش این بود که من اگه یه بچه داشته باشم دوست دارم شبیه کدوم یکی از بچه ها باشه؟ به عبارت دیگه با شخصیت کی بیشتر از همه حال میکنم.
آخرین چیزیم که الان تو ذهنمه، قبلا هم چند بار بوده اینه که "چرا همه ی کسایی که وبلاگ مینویسن به نظر آدمای خوبی میان؟ به عبارت دیگه چرا همه تو وبلاگاشون آدمایی خوبین؟" جواب های پیشنهادی:
یکی اینکه هیچ کی نمیگه ماست من ترشه.
یا اینکه هرکی تنها بره قاضی خوشحال برمیگرده!
دیگه اینکه آدما تو وبلاگاشون از بدی هاشون هم مینویسن ولی چون دارن بدیهاشون رو میپذیرن و بش معترفن به اون زشتی به نظر نمیاد.
آخر هم اینکه یه چیز مشترک بین همه وبلاگ نویسا هست که اونا رو از بقیه جامعه متمایز میکنه و بنابراین نمونه خوبی ( یا به بیانی تصادفی) برای جامعه نیستن و اونم اینه که همشون وبلاگ مینویسن.
به نظر من امروز: اولی 6.5، دومی 19.2، سومی 28.4، آخری 36.6666 درصد، بقیش هم سایر عوامل.